تبليغاتX
.
kheyrat

 

سحرچون خسروخاورعلم بر کوهساران زد

 

بدست  مرحمت  یارم  در امیدواران   زد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 10:57  توسط ...  | 

          

اندکی صبر سحر نزدیک است :[]

شب سردیست و من افسرده

راه دوری است وپایی خسته

تیرگی هست وچراغی مرده

میکنم تنها از جاده عبور

دور ماندند ز من ادم ها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر امد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانگ بر ارم از دل

وای این شب چقدر تاریک است

خنده ای کو که به دل انگیزم

قطره ای کو که به دریا ریزم

صخره ای کو که بدان اویزم

مثل اینست که شب نمناک است

دیگران را هم غم هست به دل

غم من لیک غمی غمناک است

هر دم این بانگ برارم از دل

وای این شب چقدر تاریک است

 

اندکی صبر سحر نزدیک است

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 15:42  توسط ...  |