|
|
|
|
|
در راه عشق:
گاهی باید قربانی شد و گاهی باید قربانی داد...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:41 توسط ...
|
|
||
|
|
|
|
|
سلسله جنبان عشق حسن الهی است
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و اتش به همه عالم زد ایا واقعا می توان برای عشق معنائی متصور شد؟ می گویند اولین ریشه های بحث در زمینه عشق را می توان در نگرش افلاطونی که بر مبنای عشق و شهود است یافت و باز هم می گویند عشق قدیم است عشق موقوف به عنایت ازلی و هدایت و حوالت الهی وعهد الست است. افرینش زاده عشق است عشق امانت الهی است امانتی که خاص انسان است نه فرشتگان... عشق قرین غیرت و توحید است عشق تضمینی ندارد توکل می باید. عشق مستلزم معرفت است عبادت با عشق است که معنی پیدا می کند و مقبول می گردد. عشق در دل شکسته فرود می اید. عاشق غم پرست است در عشق هم کشش شرط است هم کوشش ... عشق خطیر و خطرناک است در ره منزل لیلی که خطرهاست در ان شرط اول قدم انست که مجنون باشی راه عشق غریب بی کران و بی نهایت است در عشق باید افتادگی و تسلیم داشت پاکباز و امیدوار بود از جان گذشت و رضا به داده داد حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است کسی ان استان بوسد که جان در استین دارد عاشق بی تعلق است و دامگه دنیا زندان اوست عاشق سرش را به دنیا و عقبی فرود نمی اید عاشق اهل حور و قصور نیست در عشق باید جلوه شناس و اشارت دان بود. عشق جنون الهی است و با عقل جمع نمی شود عشق با زهد و ریا نمی امیزد همعنان با رندی است و فراتر از تعصب و تفرقه مذاهب... حجاب عاشق همانا خود و خودی است عشق ورای حد تقریر است بی بهرگی از عشق شقاوت است وسرانجام: عشق اخرین و بهترین فریادرس و مایه سعادت و رحمت است. ایا توانستیم عشق را معنا کنیم؟ عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت یا حق......
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 23:31 توسط ...
|
|
||
|
|
|
|
|
ایا می دانید چرا عشاق حسودند؟
چون او...اینگونه بود او...همه را برای خود میخواست بگفته خودش یکصد و چهل و چهار هزار پیامبر را فرستاد تا همه او... را بخواهند او... حق داشت اینگونه باشد چون حقیقتا عاشق بود او...حقیقت عشق بود ایا ما نیز چنینیم؟ایا ما حقیقتا عاشقیم؟ به نظرم: در عشق حقیقی حسادت جرم نیست یک حق است
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 12:26 توسط ...
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام او...
سفری در راه است رو به دشتی که در ان راز پیوند نگاه من و تو ... قصه ها می سازد قاصدک مژده دیدار تو با خود اورد
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 12:22 توسط ...
|
|
||